لينکستان سايتهاي ايراني

 

مقالات لينکستان
فرهنگ و هنر  
 


بازگشت به فهرست مقالات

 

دعواي بچه ها با يکديگر و نقش بزرگترها

قاعدتا شما اگر بعنوان پدر يا مادر و يا يک شخص بالغ، بدانيد که; چرا بچه ها زماني که به هم مي رسند، با آن همه ذوق و شوق و خوشحالي که از خود بروز مي دهند و سريع مشغول انجام يک بازي بين خودشان مي شوند، چه اتفاق خاصي رخ مي دهد و چه مي شود، که پس از اندک زماني، آن بازي تبديل به يک دعواي سخت و جنگ تمام نشدني مي شود، مطمئنا کاري را انجام مي داديد تا اين تنش ها کاهش يافته و ضمنا روابط دوستانه تري نيز بين بچه ها حاکم شود. حال چنانچه شما از آن اتفاق که ذکر شد مطلع نباشيد، تکليف چيست؟ در مطلب امروز درصدديم تا به تشريح علل اين مسئله بپردازيم که اصولا چرا بچه ها با هم دعوا مي کنند؟ و والدين در اين زمان ها چه واکنشي بايد از خود نشان بدهند و چه بکنند که بهترين نتيجه را بگيرند؟ و اما علل اين امر مي تواند بدين ترتيب باشد:

1 ) توجه نکردن به نيازهاي اساسي بچه ها: در نظر بگيريد شما مشغول تميز کردن، نظافت و يا در حال صحبت با يکي از دوستان هستيد، يا ساعتي است که مشغول مکالمه تلفني هستيد، در همين لحظه دعوا و جنگ فرزندان شما اوج مي گيرد، (مامان اون منو زد، کتابم را گرفت، مامان اون منو هل داد، مامان داره به من دهن کجي مي کنه و...) شايد اگر شما کار خود را رها کرده و به اين بينديشيد که چه چيزي در حال حاضر حرف اول را مي زند؟ بتوانيد مشکل را کمي حل کنيد. اصولا وقتي بچه ها; «خسته»، «گرسنه» و «عصبي» هستند، احساس لذت، شادي و همکاري با يکديگر را ندارند، اگر به آنها کمک کنيد که چند دقيقه استراحت کنند، يا اگر خسته و خواب آلود هستند به آنها کمک کنيد تا کمي بخوابند، و يا يک خوراکي يا نوشيدني خنک به آنها بدهيد، و يا يک کار جالب را براي آنها تدارک ببينيد، ممکن است بطور شگفت انگيزي جو صلح و آرامش به خانه حکمفرما بشود.
2) تلاش براي بدست آوردن جلب توجه: بعضي اوقات براي اينکه بچه ها توجه والدين را جلب کنند وارد يک عادت بد و چرخه معيوب مي شوند. تا زماني که آنها ساکت، آرام و منطقي هستند و با هم همکاري و بازي مي کنند، شما سرگرم کارهاي خودتان هستيد و هيچ توجهي به آنها نداريد. اما بلافاصله که جنگ و دعوا را با هم شروع مي کنند شما سرصحنه حاضر مي شويد، با آنها حرف مي زنيد، حتي آنها را دعوا مي کنيد، نصيحت مي کنيد و براي آنها وقت مي گذاريد. اگر در خانه شما اين حالت وجود دارد، وقت آن است که با يک برنامه ريزي صحيح و تجديدنظر در برنامه هاي گذشته تصميم بگيريد که:
- زماني که فرزندان شما رفتار خوب و مناسب دارند، به آنها توجه کنيد و آنها را تشويق و تحسين کنيد. بطور مثال وقتي مي بينيد آنها مشغول بازي با يکديگر هستند و در آن زمان رفتار دوستانه اي با هم دارند با يک بستني يا ميوه سراغ آنها برويد و بگوييد; «چقدر لذت مي برم از اينکه مي بينم شما به اين خوبي با هم بازي مي کنيد و با هم دوست هستيد و...»
- سعي کنيد نسبت به دعواها و جر و بحث هاي کوچک بي توجه باشيد، گويي نه چيزي مي بينيد و نه چيزي مي شنويد، سرگرم کار خودتان شويد، خونسرد و آرام بمانيد و از نگاه کردن به آنها اجتناب کنيد. بعضي مواقع لازم است کارهاي بچه ها را ناديده بگيريد. البته مشروط به اينکه هيچکدام از آنها در معرض آسيب و خطر نباشند. اگر مي بينيد اوضاع خارج از کنترل نيست، ممکن است ترک کردن اتاق يا گوش دادن به يک موسيقي براي شما مفيد باشد. چشم پوشي و ناديده گرفتن، زماني بهتر اثر دارد که شما سعي مي کنيد زماني که بچه ها رفتارهاي خوب و مناسب دارند به آنها توجه کنيد و آنها را تحسين و تشويق کنيد.
- به بچه ها بياموزيد که توجه شما را به روش مثبتي طلب کنند و با رفتارهاي منفي متوسل به جلب توجه نشوند. مثلا به فرزند خود بگوييد; موقعي که دلت مي خواد من بغلت کنم و نوازشت کنم به من بگو. من هميشه نمي توانم براي يک مدت طولاني با تو بازي کنم اما مي توانم زماني را براي خواندن کتاب براي تو بگذارم، جيغ و فريادهاي تو گوش مرا اذيت مي کند، سعي کن شانه هايم را تکان دهي و آرام خواسته ات را بگويي. زماني را به هر کدام از بچه ها اختصاص دهيد.
- مطالعات نشان داده که توجه يک به يک با زمان 15 الي20 دقيقه براي هر بچه، در طول روز، بطور قابل توجهي از رفتارهاي پرخاشگرانه و نق زدن او مي کاهد. مثل; بازي کردن با او، خواندن کتاب براي او، يا بطور خيلي ساده درگير کردن او در فعاليت هاي معمول روزانه مانند; شستن ماشين، گردگيري، آشپزي و... راه هاي خوبي براي توجه مثبت به کودک هست.
3) مقايسه کردن کودکان با يکديگر: گاه شما متوجه نيستيد ولي ممکن است به دلايل مختلف بچه ها را با يکديگر مقايسه کنيد. شايد فکر مي کنيد چنين مقايسه اي کودک را شرمنده کرده و انگيزه اي مي شود تا او بهتر عمل کند. اما برعکس، مقايسه کردن باعث ايجاد حسادت و رشک در بچه ها مي شود و روابط آنها را با هم خراب مي کند. به مثال هاي زير توجه کنيد:
- «سارا» از جمع کردن اسباب بازي هايش امتناع مي کند. مادر: «ببين من از برادرت مي خواهم که اسباب بازي هايش را جمع کند، بلافاصله اين کار را انجام مي دهد، چقدر کار خوبي مي کند اما تو هيچ وقت اسباب بازي هايت را جمع نمي کني.» احساس سارا: «برادر من خوب است، خيلي خوب است، ولي من از او متنفرم.» مادر بهتر است اينطور بگويد: «سارا اسباب بازي هايت کف اتاق است، ممکن است کسي روي آنها پا بگذارد و بشکند، لطفا آنها را جمع کن و داخل سبد بگذار.»
- مادر به «علي» که در حال مطالعه يک کتاب است نگاه مي کند و مي گويد: «تو پسر عجيبي هستي، چقدر دلم مي خواست برادرت هم مثل تو کتابخوان بود، او هميشه در حال دويدن و سر و صدا کردن است، او هيچوقت خواندن را ياد نمي گيرد، نگران او هستم.» احساس علي: «احساس غرور از اينکه مادر خوشحال است. من بهتر از برادرم هستم و او بي ارزش و سر به هواست.» در حاليکه بهتر است مادر اينگونه بگويد: «آفرين که مشغول خواندن کتاب هستي. کتاب جالبي است؟ شرط مي بندم که تو يک کتابخوان خوب هستي. من اگه جاي تو بودم حتما داستان کاب رو براي برادرم هم مي خواندم.»
4 ) توانايي هاي متفاوت کودکان در همکاري و بازي با يکديگر:به نظر مي رسد بعضي از بچه ها يک توانايي خاصي براي جذب خواهر يا برادرشان به بازي دارند ولي عده اي از بچه ها در اين زمينه مشکل دارند و زود به اين نتيجه مي رسند که بايد با بحث و دعوا برادر يا خواهرشان را درگير بازي کنند. يعني هدف اصلي آنها اينست که با خواهر يا برادرشان بازي کنند اما نمي دانند چگونه بايد شروع کنند و اين کار را انجام دهند. شما به کرات اين جملات را از زبان فرزندانتان شنيده ايد; «بايد با من بازي کني»، «مامان ببين نمي خواد با من بازي کنه»، «من حوصله ام سر رفته»و... شما مي توانيد به فرزندانتان بياموزيد که چگونه با يکديگر ارتباط بهتري برقرار کنند. به بچه ها کلماتي را ياد بدهيد که باعث بازي بهتر و همکاري بهتر آنها شود. بطور مثال; «آيا ممکن است با من بازي کني؟ و يا آيا ممکن است من با اسباب بازي هايت بازي کنم؟ خواهش مي کنم، من حوصله ام سر رفته است، دوست دارم با هم بازي کنيم.» فعاليت هايي را تدارک ببينيد که براي سنين مختلف جالب باشد و بچه ها با گروه هاي سني متفاوت بتوانند و علاقه مند باشند که آنها را انجام دهند. بچه هاي بزرگتر خيلي زود از بازي با بچه هاي کوچکتر خسته مي شوند، چراکه بچه هاي کوچکتر مي خواهند بازي کنند، اما مهارت هاي محدودي دارند. به بچه هاي بزرگتر ياد دهيد که چگونه براي وادار کردن بچه هاي کوچکتر به بازي به آنها تکاليف ساده بدهند. وقتي را براي هر کدام از فرزندان خود اختصاص دهيد و با آنها فعاليت هايي را انجام دهيد که متناسب با سن، علايق و نيازهاي آنهاست. بعبارتي ساده تر; شرايطي را ايجاد کنيد که هر کودکي احساس کند بي نظير و خاص است. لازم نيست و يا حتي ممکن نيست که با بچه ها بطور مساوي رفتار کنيد.

چهارشنبه 11 شهريور 1388  منيع :  روزنامه ابتکار

 

 

 

 

 

صفحه اصلي .  مقالات  .  نرم افزار  .  لينکها   ثبت لينک .  تماس با ما  .  تبليغ در لينکستان 

 

لينک به سايت‌ها و وبلاگ‌ها، به معناي تائيد ديدگاهها، مطالب و محتوايشان نيست.

 

تمامي حقوق سايت حاضر محفوظ و متعلق به لينكستان ميباشد.
Copyright © 2003-2019 Linkestan.com, All rights reserved

 " استفاده از مطالب، فقط با ذکر نام و لينک سايت مجاز است "